ناظم الاسلام كرمانى
310
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
نشر يافت مستفاد مىشود تنفر از او چنان كه شاعر در مقام خطاب بمظفر الدين شاه گويد : خسروا خبط كردنت تا كى * نير الدوله و حكومت رى يك نشابور او زيادش بود * به و بهبه عجب عجب هىهى شاهزاده نير الدوله حاكم جديد با آنكه با آقاى طباطبائى معاهد و همقسم بود و به قرآن مجيد قسم ياد كرده بود كه در خيال مقدس آقاى طباطبائى همراهى كند ذرهء از ظلم و مخالفت قسم كوتاهى نكرد و اگر سوگند خورده بود كه مخالفت نمايد با آقايان و مانع باشد از مقصود مقدس آنها هرآينه مينوشتم خلاف سوگندش نكرد ليكن چون قسم بر معاونت و همراهى ياد كرده بود مينويسم خلاف كرد و خيلى هم خلاف كرد چنانچه خواهد آمد . شاهزادهء ظفر السلطنه حاكم كرمان هم وارد طهران شد و آقايان عازم بودند كه از او عقبه كنند بلكه در بين طلاب مذاكره بود كه بايد او را بياورند در محضر آقايان و سياست كنند بعنوان مأموريت تبريز و حكومت اروميه از طهران خارج شد فقط هزار تومانى فديه داد ببعض آقازادهها و بسلامتى درگذشت ليكن خواست خدمت آقاى طباطبائى برسد و از عمل زشت خود توبه و استغفار كند آقاى طباطبائى او را راه نداد تا آنكه جناب آقا ميرزا ابو القاسم مجتهد طباطبائى را شفيع نمود باينطور كه آقاى طباطبائى در خانهء جناب معظم له بود كه ظفر السلطنه وارد شد جنابش او را خدمت پدر خود آورد و عذر كارهاى خود را خواست و اعتراف بتقصير خود كرد بعضى را هم به كلى منكر شد كه بدون اطلاع و اجازهء من اعدل الدوله و برادرش اين بىاحترامى را بحاج ميرزا محمد رضاى كرمانى وارد آوردهاند بالاخره از طهران خارج شد در اروميه هم نتوانست حكومت كند در آذربايجانهم زيست نتوانست چه تبريز او را راه ندادند مدتى در دهات سير ميكرد . عين الدوله چند تلگراف متوالى بجناب حاج ميرزا محمد رضا كرمانى مخابره نمود كه عما قريب فرمانفرما وارد كرمان مىشود شما را مجلّلا بكرمان عودت خواهد داد و تجليلات شما را از طهران فراهم ميآوريم ديگر از اجراء دستخط شاه و مستدعيات آقايان حرفى نبود و بمسامحه و مماطله امروز را بفردا ميگذرانيدند . روزنامهء ادب را هم توقيف كردند براى آنكه نويسندهء آن از حدود خويش تجاوز نموده مقالاتى را مينويسد كه مشتمل بر الفاظ منفور سلطنت است از قبيل مشروطه و جمهورى و آزادى و مساوات و برابرى . انجمن مخفى هم اين ايام شعباتش متعدد است طلاب و اهل علم و شاگردان مدارس از جهت بيدارى مردم و شبنامه نوشتن و چرا روزنامهء ادب توقيف شده است سعى خودشانرا مينمايند يك روز هم بندهء نگارنده از طرف آقاى طباطبائى براى ملاقات اعتماد السلطنه وزير انطباعات رفتم پس از ملاقات مذاكره از توقيف روزنامهء ادب بميان آمد جواب داد تقصير از من نيست برحسب حكم اتابك روزنامه را توقيف كردند . عين الدوله در خيال تبعيد و نفى آقا سيد جمال واعظ افتاد براى اينكه اين سيد جليل و واعظ نبيل مردم را به خوبى بيدار و آنها را بحقوق خود آگاه مينمايد تبعيد آقا سيد جمال اگرچه كار سهل و